کمی دلگرم شدم که دیدم اولین مورد در لیست کارهای 100 روزه ترامپ، محدودیت دوره نمایندگی است:
اول، پیشنهاد اصلاحیه قانون اساسی برای اعمال محدودیت دوره نمایندگی برای همه اعضای کنگره؛
مطمئناً نقصهای موجود در سیستم انتخاباتی و مالی کمپین ما از جمله فوریترین مسائلی است که با آن روبرو هستیم.
با فرض اینکه جمهوریخواهان دیگر بتوانند به این موضوع بپیوندند (که بعید به نظر میرسد)، آیا محدودیت دوره نمایندگی کمک میکند؟ من احساس خوبی نسبت به پیامدها نداشتم، بنابراین مدلی ساختم تا تفکرم را روشن کنم.
من از ابزار جدیدمان، Ventity، استفاده کردم، زیرا فکر میکردم ممکن است بخواهم این را به حوزههای رایگیری متعدد گسترش دهم، و زیرا اجرای چندین سناریو را با یک کلیک آسان میکند. در اینجا تنظیمات آمده است:
مدل در یک سری طولانی از 4000 چرخه انتخاباتی اجرا میشود. من میتوانستم به همان راحتی 40 آزمایش 100 چرخهای یا ترکیبی دیگر را اجرا کنم که اندازه نمونه مشابهی را به دست میآورد، زیرا رفتار در هر مقیاس زمانی که به طور قابل توجهی طولانیتر از حداکثر تعداد دورههایی است که معمولاً خدمت میکنند، ارگودیک است.
هر انتخابات دو سیاستمدار را در مقابل یکدیگر قرار میدهد. به طور معمول، یک نماینده فعلی با یک رقیب روبرو میشود. اما اگر نماینده فعلی دارای محدودیت دوره نمایندگی باشد، دو رقیب با یکدیگر روبرو میشوند.
رایدهندگان مخالفان را ارزیابی میکنند و برنده را انتخاب میکنند. برای رقیبان، دو جزء برای ارزیابی جذابیت توسط رایدهندگان وجود دارد:
- عملکرد ذاتی: سیاستمدار واقعاً تا چه حد منافع رایدهندگان را نمایندگی خواهد کرد. (این یک مفهوم دشوار است، زیرا رایدهندگان ممکن است چیزهایی را بخواهند که واقعاً به نفع خودشان نیستند.) مدل رقیبان را با جذابیت ذاتی تصادفی، با انحراف استاندارد 10٪ تولید میکند.
- نویز: اختلالات تصادفی که ادراکات رایدهندگان از عملکرد واقعی را گیج میکند، همچنین با انحراف استاندارد 10٪ (یعنی تشخیص اینکه چه کسی واقعاً خوب است دشوار است).
پس از انتخاب، نمایندگان فعلی دارای برخی ویژگیهای اضافی هستند:
- ارزیابی جذابیت تحت تأثیر یک دوره اضافی قرار میگیرد، که نشاندهنده مزایای نمایندگان فعلی در انتخابپذیری است که از چیزهایی ناشی میشود که هیچ منفعت ذاتی برای رایدهندگان ندارند. به عنوان مثال، نمایندگان فعلی میتوانند به راحتی بودجه و مطبوعات را جذب کنند.
- جذابیت ذاتی نماینده فعلی میتواند منحرف شود. انحراف دارای یک جزء تصادفی (یعنی یک قدم زدن تصادفی) است، با انحراف استاندارد 5٪ در هر دوره، که منعکسکننده تغییر جمعیتشناسی، فناوری و غیره است. همچنین یک انحراف قطعی وجود دارد، که میتواند مثبت باشد (سیاستمداران با تجربه یاد میگیرند که عملکرد بهتری داشته باشند) یا منفی (قدرت فاسد میکند، یا سیاستمداران ارتباط خود را با رایدهندگان از دست میدهند)، که به طور پیشفرض صفر است.
- تغییر تصادفی که بر ادراکات رایدهندگان تأثیر میگذارد کوچکتر (5٪) است زیرا مشاهده آنچه نمایندگان فعلی واقعاً انجام میدهند آسانتر است.
- همیشه یک محدودیت دوره نمایندگی با مدت زمان مشخص فعال است، که منعکسکننده امید به زندگی است، اما محدودیت دوره نمایندگی میتواند بسیار کوتاهتر شود.
در اینجا نحوه رفتار آن با محدودیت 5 دورهای آمده است:
سیاستمداران اغلب محدودیت 5 دورهای خود را به پایان میرسانند، اما گاهی اوقات زودتر برکنار میشوند. در طول آن دوره، عملکرد ذاتی آنها بسیار متفاوت است:
از آنجایی که میانگین رقیب دارای جذابیت ذاتی 0 است، سیاستمداران اغلب از میانگین عملکرد بهتری دارند، اما دور از جهانی بودن. سیاستمداران با عملکرد ضعیف اغلب دوباره انتخاب میشوند.
در یک افق زمانی طولانی (یا به طور مشابه، حوزههای متعدد)، میتوانید ببینید که چگونه میانگین عملکرد با محدودیتهای دوره نمایندگی متفاوت است:
بدون یادگیری، همانطور که در بالا ذکر شد، محدودیتهای دوره نمایندگی عملکرد را بسیار کاهش میدهد (پانل بالا). با محدودیت 2 دورهای، حاشیه بالاتر از انتخاب تصادفی حدود 6٪ است، در حالی که با محدودیت 10 دورهای دو برابر بیشتر (>12٪) است. این جالب است، زیرا به این معنی است که حفظ سیاستمداران با عملکرد بالا، عملکرد را بسیار بهبود میبخشد، حتی اگر سیاستمداران از تجربه چیزی یاد نگیرند.
این مزیت حتی اگر نویز ادراکی را در فرآیند انتخاب دو برابر کنید (اما کاهش مییابد) حفظ میشود. بنابراین، چه چیزی برای توجیه محدودیتهای دوره نمایندگی لازم است؟ در آزمایشهای من تا کنون، عملکرد سیاستمداران باید با تجربه کاهش یابد (یادگیری منفی، فساد یا از دست دادن ارتباط). نقطه سر به سر (محدودیتهای 2 دورهای همان عملکرد محدودیتهای 10 دورهای را دارند) در تغییر عملکرد -3٪ تا -4٪ در هر دوره رخ میدهد.
اما در چنین مواردی، این واقعاً محدودیتهای دوره نمایندگی نیست که کار را انجام میدهند. هنگامی که عملکرد سیاستمداران به سرعت با زمان کاهش مییابد، رایدهندگان آنها را بیرون میاندازند. نویز ممکن است اجتنابناپذیر را به تأخیر بیندازد، اما در سناریوی من، میانگین سیاستمدار فقط 3 دوره از محدودیت 10 دورهای را خدمت میکند. کاهش محدودیت دوره نمایندگی به 1 یا 2 تغییر چندانی در عملکرد ایجاد نمیکند.
با تأمل، فکر میکنم مدل فاقد یک ویژگی کلیدی است: برنده همه چیز را میبرد، بازآرایی حوزههای انتخاباتی و قوانین حزبی که پناهگاههای امنی را برای نمایندگان فعلی بیکفایت ایجاد میکند. در حوزهای که 50-50 بین قهوهای و زرد تقسیم شده است، یک قهوهای بیکفایت به راحتی توسط یک رقیب زرد جابجا میشود (یا برعکس). اما اگر تقسیمبندی یک طرفه باشد، نادر است که یک رقیب زرد شایسته برای جایگزینی نماینده فعلی زرد بیکفایت ظاهر شود. در چنین مواردی، محدودیتهای دوره نمایندگی تا حدودی کمک میکند.
من میتوانم این را با بزرگتر کردن مزیت نمایندگی فعلی شبیهسازی کنم (افزایش پارامتر مزیت اشباع):
با این حال، دورههای طولانی نمایندگی، نشانهای از مشکل هستند، نه علت اصلی. بنابراین احتمالاً علاوه بر پرداختن به بازآرایی حوزههای انتخاباتی، تامین مالی کمپین، مشارکت و آموزش رایدهندگان و سایر جنبههای فرآیند انتخاباتی که در وهله اول باعث ایجاد مشکل میشوند، ضروری است. من استدلال میکنم که این بزرگترین کمک ترامپ میتواند باشد.
شما میتوانید با استفاده از نسخه بتا/آزمایشی Ventity و این آرشیو مدل، خودتان با مدل بازی کنید.